
استقلال داور مرضیالطرفین؛ از حاکمیت اراده در قراردادها تا صیانت از عدالت در دادرسی خصوصی
مقالهای تحلیلی، حقوقی و تفسیری درباره مبانی، قلمرو، تضمینها و ضرورت استقلال داور در نظام حقوقی ایران
نگارنده: قاضی تحکیم احسان مهدوی
مقدمه؛ عدالت، هنگامی ارزشمند است که از وابستگی رها باشد
استقلال داور مرضیالطرفین، یکی از بنیادیترین ارکان اعتبار داوری و از مهمترین تضمینهای تحقق عدالت در روابط حقوقی اشخاص است؛ اصلی که اگرچه گاه در سایه توافقنامههای داوری، شروط قراردادی و تشریفات رسیدگی قرار میگیرد، در حقیقت روح حاکم بر تمام فرایند داوری و معیار سنجش اعتمادپذیری رأی صادرشده است.
داوری، صرفاً راهی برای پایان دادن به اختلاف نیست؛ بلکه نهادی حقوقی است که به اراده اشخاص اجازه میدهد، در حدود قانون، حلوفصل اختلافات خود را به شخصی مستقل، بیطرف و واجد صلاحیت بسپارند.
اما پرسش بنیادین اینجاست: آیا صرف توافق طرفین بر انتخاب یک شخص بهعنوان داور، برای تحقق عدالت کافی است؟ آیا کسی که بهموجب قرارداد، موافقتنامه داوری یا توافق بعدی طرفین به داوری برگزیده شده، میتواند بدون برخورداری از استقلال واقعی، رسالت خویش را در فصل خصومت انجام دهد؟
پاسخ روشن است: انتخاب داور به اراده طرفین، منشأ صلاحیت اوست؛ اما استقلال او شرط بنیادین اعتماد به نحوه اعمال این صلاحیت است.
داور مرضیالطرفین، نماینده هیچیک از طرفین نیست؛ وکیل مشترک آنان نیست؛ مأمور اجرای خواستههای قراردادی آنان نیست؛ و حتی پس از انتخاب نیز موظف نیست برای حفظ رضایت انتخابکنندگان، از تشخیص حقوقی خود عدول کند.
او مأمور اجرای عدالت در محدوده صلاحیت داوری است؛ نه مأمور جلب رضایت اشخاصی که او را برگزیدهاند.
از همینجا باید میان دو مفهوم اساسی تفکیک کرد: رضایت به انتخاب داور و وابستگی داور به انتخابکنندگان. اولی مبنای مشروعیت توافقی داوری است و دومی، اگر به جانبداری یا تأثیرپذیری ناروا بینجامد، میتواند اعتبار و اعتماد به فرایند رسیدگی را مخدوش کند.
در نظام حقوقی ایران، استقلال داور را باید با توجه به مجموعهای از قواعد قانونی، از جمله مقررات قراردادها، شرایط داوری، الزامات رسیدگی منصفانه، جهات قانونی ممنوعیت یا محدودیت داوری و مقررات مربوط به اعتراض و ابطال رأی، تحلیل کرد. این استقلال نه امتیازی شخصی برای داور، بلکه تضمینی حقوقی برای طرفین اختلاف و سلامت تصمیم نهایی است.
بخش نخست: مفهوم استقلال داور مرضیالطرفین
۱. استقلال؛ آزادی از نفوذ ناروا، نه آزادی از قانون
استقلال داور به این معناست که داور در تشخیص موضوع اختلاف، ارزیابی دلایل، تفسیر قرارداد، احراز حقوق و تعهدات طرفین و اتخاذ تصمیم نهایی، از فشار، تهدید، تطمیع، ملاحظات شخصی یا وابستگیهای مؤثر و ناموجه رها باشد.
استقلال به معنای مصونیت داور از قانون نیست؛ بلکه دقیقاً به معنای التزام او به قانون، قرارداد معتبر، حدود اختیار و اصول دادرسی منصفانه، بدون تبعیت ناروا از خواست اشخاص است.
داور مستقل، نه در برابر قانون خودمختار است و نه در برابر حقوق طرفین بیمسئولیت؛ بلکه در چارچوب صلاحیت قانونی و قراردادی خویش، اختیار تشخیص دارد و باید این اختیار را با وجدان حرفهای و استدلال حقوقی اعمال کند.
بنابراین، استقلال داور را نمیتوان با این ادعا که «طرفین خودشان او را انتخاب کردهاند» بینیاز از بررسی دانست. انتخاب، نقطه آغاز مأموریت داور است، نه مجوزی برای چشمپوشی از شرایط لازم برای اجرای صحیح آن.
۲. تفاوت استقلال با بیطرفی
استقلال و بیطرفی دو مفهوم مرتبط، اما متمایزند.
استقلال عمدتاً به وضعیت ارتباطی و ساختاری داور با طرفین، وکلا، اشخاص ذینفع و عوامل بیرونی مربوط میشود؛ در حالی که بیطرفی به موضع و رفتار داور در برابر طرفین و ادعاهای آنان ارتباط دارد.
برای مثال، ممکن است داور از نظر سازمانی و مالی وابستگی آشکاری به هیچیک از طرفین نداشته باشد، اما در جریان رسیدگی، یکی از آنان را بهطور ناموجه ترجیح دهد. در این فرض، استقلال ظاهری لزوماً به معنای بیطرفی عملی نیست.
در مقابل، ممکن است داور با یکی از طرفین سابقه همکاری حرفهای داشته باشد، اما این سابقه بهتنهایی و در هر شرایطی، اثباتکننده جانبداری یا فقدان استقلال نباشد. ماهیت رابطه، استمرار آن، منافع موجود، میزان تأثیرگذاری و اوضاعواحوال پرونده باید بررسی شود.
از این رو، ارزیابی استقلال و بیطرفی نیازمند نگاهی ماهوی است؛ نگاهی که نه هر آشنایی را دلیل فساد رسیدگی میداند و نه هر ادعای استقلال را بدون توجه به واقعیتهای موجود میپذیرد.
۳. داور مرضیالطرفین؛ منتخب طرفین، نه تابع آنان
اصطلاح «مرضیالطرفین» ناظر به رضایت طرفین در انتخاب داور است. این اصطلاح نباید بهگونهای تفسیر شود که گویا داور پس از انتخاب، مکلف به حفظ رضایت طرفین از طریق صدور رأی مطلوب آنان است.
طرفین، با انتخاب داور، شخصی را برای حل اختلاف برمیگزینند؛ نه اینکه نتیجه اختلاف را از پیش تعیین کنند.
اگر شخصی تنها تا زمانی داور مورد اعتماد تلقی شود که به نفع انتخابکننده رأی دهد، چنین اعتمادی در حقیقت اعتماد به عدالت نیست؛ بلکه انتظار تبعیت از منفعت شخصی است.
داوری زمانی معنا پیدا میکند که طرفین، حتی در صورت نارضایتی از نتیجه، بتوانند بپذیرند که تصمیم بر پایه بررسی دلایل، مفاد قرارداد و قواعد حقوقی اتخاذ شده است.
در این معنا، استقلال داور، استقلال از اراده طرفین در تعیین نتیجه است؛ نه استقلال از توافق آنان در تعیین حدود مأموریت داوری.
### بخش دوم: مبانی قانونی استقلال داور در حقوق ایران
۴. ماده ۴۵۴ قانون آیین دادرسی مدنی؛ سرچشمه توافق بر داوری
ماده ۴۵۴ قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی، امکان ارجاع اختلاف به داوری را با تراضی اشخاص واجد اهلیت اقامه دعوا به رسمیت شناخته است.
مبنای این ماده، پذیرش اراده طرفین در انتخاب شیوه حلوفصل اختلاف است؛ ارادهای که به اشخاص اجازه میدهد بهجای سپردن تمام اختلافات خود به رسیدگی قضایی، از سازوکار داوری استفاده کنند.
با این حال، تراضی بر داوری را نمیتوان به معنای اختیار نامحدود در کنار گذاشتن الزامات قانونی دانست. توافق طرفین، داوری را ایجاد میکند؛ اما نحوه اعمال اختیار داور باید در محدوده قانون و حقوق معتبر طرفین باقی بماند.
از منظر تفسیری، وقتی قانون به اشخاص اجازه میدهد اختلاف خود را به داوری ارجاع دهند، این اختیار باید با ماهیت داوری بهعنوان شیوهای برای حل اختلاف و با لزوم رسیدگی منصفانه سازگار باشد.
اگر انتخاب داور به معنای واگذاری نتیجه به اراده یکی از طرفین تلقی شود، داوری از مفهوم فصل خصومت فاصله میگیرد و به ابزاری برای تثبیت خواسته یکجانبه تبدیل میشود.
بنابراین، ماده ۴۵۴ را باید در کنار سایر مقررات باب داوری تفسیر کرد؛ نه بهعنوان مجوزی برای انتخاب داوری که از ابتدا در برابر یکی از طرفین تعهد به تبعیت دارد.
### ۵. ماده ۴۵۵؛ اختیار انتخاب داور و حدود آثار آن
ماده ۴۵۵ قانون آیین دادرسی مدنی، امکان توافق بر داوری را ضمن معامله یا بهموجب قرارداد جداگانه پیشبینی میکند و به طرفین اجازه میدهد داور خود را پیش یا پس از بروز اختلاف تعیین کنند. تبصره این ماده نیز امکان واگذاری انتخاب داور به شخص ثالث یا دادگاه را به رسمیت میشناسد.
اهمیت این ماده در آن است که قانونگذار، انتخاب داور را به یک شیوه خاص محدود نکرده است. ممکن است طرفین از ابتدا شخص معینی را بهعنوان داور مرضیالطرفین برگزینند؛ ممکن است انتخاب به زمان بروز اختلاف موکول شود؛ و ممکن است اختیار انتخاب به شخص ثالث سپرده شود.
با این همه، هیچیک از این روشها بهخودیخود مجوز وابستگی داور به انتخابکننده نیست.
شخصی که از سوی یک طرف معرفی شده، در صورت پذیرش سمت داوری، صرفاً به دلیل منشأ انتخاب خود به نماینده آن طرف تبدیل نمیشود.
به همین ترتیب، داوری که از سوی هر دو طرف انتخاب شده است، نباید تصور کند که برای حفظ جایگاه خود باید تصمیمی اتخاذ کند که هیچیک از طرفین از آن ناراضی نباشند.
رضایت طرفین در تعیین داور، ناظر بر شخص و صلاحیت رسیدگی است؛ نه تضمین نتیجه مطلوب برای آنان.
### ۶. ماده ۴۵۸؛ ضرورت تعیین روشن موضوع و حدود مأموریت داوری
ماده ۴۵۸ قانون آیین دادرسی مدنی بر تعیین روشن موضوع، مدت داوری و مشخصات طرفین و داوران تأکید دارد. در صورت انتخاب داور پس از بروز اختلاف، موضوع ارجاعشده نیز باید بهطور مشخص تعیین و به داور ابلاغ شود.
این ماده، از حیث استقلال داور نیز اهمیت تفسیری دارد؛ زیرا استقلال بدون شناخت حدود مأموریت، ممکن است به خروج از صلاحیت منتهی شود.
داور مستقل، اختیار ندارد هر موضوعی را که به نظر خود منصفانه میداند، جایگزین موضوع مورد توافق کند.
او باید اختلاف ارجاعشده را در محدوده موافقتنامه داوری، شرط قراردادی و قوانین مربوط بررسی کند.
از سوی دیگر، طرفین نیز نمیتوانند پس از اعطای اختیار داوری، با اعمال فشارهای خارج از توافق، دامنه مأموریت داور را یکجانبه تغییر دهند.
استقلال واقعی، تعادل میان دو امر است: آزادی داور در تشخیص حقوقی و التزام او به حدود صلاحیتی که از توافق و قانون ناشی میشود.
### ۷. ماده ۴۶۹؛ محدودیتهای قانونی در انتخاب داور
ماده ۴۶۹ قانون آیین دادرسی مدنی، در مواردی که تعیین داور به دادگاه واگذار شده است، محدودیتهایی را درباره انتخاب برخی اشخاص پیشبینی میکند؛ از جمله در خصوص اشخاصی که بهواسطه روابط خانوادگی، وکالت، ذینفع بودن یا برخی ارتباطات قانونی با طرفین در وضعیت خاص قرار دارند. اعمال این محدودیتها باید با توجه به متن ماده، بند مربوط و شرایط قانونی آن صورت گیرد.
از این ماده نمیتوان نتیجه گرفت که هر رابطه قبلی با یکی از طرفین، در تمام انواع داوری و بدون توجه به شرایط قانونی، الزاماً موجب بطلان سمت داوری است.
با این حال، ماده یادشده نشان میدهد که انتخاب داور در نظام حقوقی ایران، موضوعی کاملاً فارغ از ملاحظات مربوط به ارتباطات و تعارض منافع نیست.
از منظر حقوقی، باید میان ممنوعیت قانونی صریح، وجود تعارض منافع مؤثر و صرف آشنایی یا سابقه همکاری تفکیک کرد.
این تفکیک از دو افراط جلوگیری میکند: نخست، بیاعتنایی به روابطی که واقعاً استقلال داور را مخدوش میکنند؛ دوم، متهم کردن داور به فقدان استقلال صرفاً بهدلیل وجود رابطهای که بهتنهایی چنین نتیجهای را اثبات نمیکند.
### ۸. ماده ۴۷۷؛ آزادی در تشریفات، مسئولیت در رسیدگی
مطابق ماده ۴۷۷ قانون آیین دادرسی مدنی، داوران در رسیدگی و صدور رأی تابع تمام مقررات آیین دادرسی دادگاهها نیستند، اما باید مقررات مربوط به داوری را رعایت کنند.
این ماده یکی از مهمترین ویژگیهای داوری را بیان میکند: انعطاف در شیوه رسیدگی، بدون رهایی از الزامات قانونی داوری.
داور ممکن است با رعایت توافق طرفین و مقررات لازم، روشی سادهتر از رسیدگی قضایی برای دریافت اسناد، استماع توضیحات و بررسی اختلاف برگزیند.
اما این انعطاف نباید به محروم کردن یکی از طرفین از امکان دفاع، ترجیح ناروا به ادله یک طرف یا اتخاذ تصمیم بر پایه اطلاعاتی منجر شود که فرصت متعارف پاسخگویی درباره آن فراهم نشده است.
استقلال داور، در اینجا خود را در کیفیت مدیریت رسیدگی نشان میدهد: داور باید بتواند جلسه را اداره کند، از اطاله بیدلیل جلوگیری کند، اسناد را ارزیابی کند و در عین حال، حقوق دفاعی طرفین را رعایت نماید.
### ۹. ماده ۴۸۹؛ مرز استقلال و اعتبار رأی
ماده ۴۸۹ قانون آیین دادرسی مدنی، مواردی را که رأی داور باطل و غیرقابل اجراست مشخص میکند؛ از جمله صدور رأی مخالف قوانین موجد حق، تجاوز از حدود اختیار، صدور رأی خارج از موضوع یا مدت داوری در شرایط مقرر و برخی موارد دیگر.
باید به یک نکته اساسی توجه داشت: فقدان استقلال یا ادعای جانبداری را نمیتوان بدون تحلیل، در همه موارد بهطور خودکار مساوی با بطلان رأی دانست.
برای طرح دعوای ابطال، باید جهت قانونی قابل استناد و ارتباط آن با یکی از موارد مقرر در قانون بررسی شود؛ همچنین، حسب مورد، مقررات مربوط به اعتراض، مهلت و مرجع صالح باید رعایت شود.
با این وصف، استقلال داور از حیث عملی با اعتبار رأی ارتباط نزدیک دارد؛ زیرا تعارض منافع جدی، خروج از حدود مأموریت یا نقض مؤثر حقوق دفاعی ممکن است در اوضاع خاص پرونده، زمینه طرح ایرادات قانونی را فراهم کند.
پس نه میتوان هر ادعای جانبداری را دلیل قطعی بطلان دانست و نه میتوان استقلال داور را امری بیارتباط با سلامت و قابلیت اجرای رأی تلقی کرد.
### بخش سوم: استقلال داور در مرحله انعقاد قرارداد
### ۱۰. شرط داوری؛ تعهد به مراجعه، نه تعهد به پیروزی
شرط داوری در قرارداد، توافقی برای ارجاع اختلافات مشمول آن به سازوکار داوری است.
طرفین با درج چنین شرطی، در حدود اعتبار توافق، میپذیرند که اختلافات خود را از مسیر تعیینشده پیگیری کنند.
اما این توافق، هیچیک از طرفین را صاحب اختیار هدایت رأی داور نمیسازد.
برای مثال، اگر در قرارداد فروش، پیمانکاری، مشارکت مدنی، صلح، اجاره یا تعهد به انتقال مال، داور مرضیالطرفین تعیین شود، او باید اختلاف را بر اساس قرارداد، دلایل، قوانین قابل اعمال و حدود اختیار خود رسیدگی کند.
فروشنده نمیتواند صرفاً به این دلیل که نام داور در قرارداد مورد قبول او بوده است، انتظار داشته باشد داور در اختلاف مربوط به پرداخت ثمن جانب او را بگیرد.
خریدار نیز نمیتواند از داور بخواهد که بهدلیل انتخاب مشترک، از بررسی ادله فروشنده خودداری کند.
شرط داوری، مسیر حل اختلاف را تعیین میکند؛ نه برنده اختلاف را.
### ۱۱. استقلال داور در برابر قدرت اقتصادی طرفین
یکی از ظریفترین جلوههای استقلال، مقاومت در برابر نابرابری اقتصادی طرفین است.
در بسیاری از قراردادها، یک طرف از منابع مالی، سازمانی یا قدرت چانهزنی بیشتری برخوردار است و طرف دیگر در موقعیت ضعیفتری قرار دارد.
اگر داور در برابر قدرت اقتصادی یک طرف احساس وابستگی کند یا از ترس پیامدهای احتمالی، تشخیص خود را تغییر دهد، اصل استقلال از حیث عملی تضعیف میشود.
البته تفاوت اقتصادی طرفین بهخودیخود دلیل فقدان استقلال داور نیست؛ مسئله، تأثیر ناموجه این تفاوت بر رفتار و تصمیم داور است.
داور مستقل باید میان توانایی مالی، شهرت تجاری یا نفوذ اجتماعی یک طرف و استحقاق حقوقی او تفکیک قائل شود.
حق با کسی نیست که قدرت بیشتری دارد؛ همانطور که صرف ضعف اقتصادی نیز بهتنهایی برای اثبات حقانیت کافی نیست.
وظیفه داور آن است که ادعاها را بر پایه دلیل و قانون ارزیابی کند، نه بر مبنای جایگاه اجتماعی یا اقتصادی صاحبان دعوا.
### ۱۲. استقلال در قراردادهای تنظیمشده بهوسیله داور یا مؤسسه داوری
گاهی طرفین، در زمان انعقاد قرارداد، از خدمات یک مؤسسه داوری استفاده میکنند یا شخص معینی را برای حل اختلافات احتمالی آینده برمیگزینند.
در چنین وضعیتی، باید میان سه رابطه تمایز گذاشت: رابطه قراردادی طرفین با یکدیگر، رابطه داور با مأموریت داوری و رابطه اداری یا خدماتی احتمالی میان مؤسسه و داور.
صرف وجود مؤسسه داوری یا تعیین سازوکار اداری برای رسیدگی، بهخودیخود استقلال داور را نفی نمیکند.
در مقابل، اگر رابطهای واقعی و مؤثر بهگونهای وجود داشته باشد که داور را در برابر یکی از طرفین یا نتیجه اختلاف متعهد سازد، بررسی دقیق آن ضرورت پیدا میکند.
در داوری سازمانی، شفافیت درباره نحوه انتخاب داور، حدود اختیار، هزینهها، تعارض منافع و شیوه رسیدگی، میتواند اعتماد طرفین را افزایش دهد.
در داوری موردی نیز توافق روشن درباره موضوع اختلاف، مدت داوری، مشخصات داور و سازوکار ابلاغ، از زمینههای بروز اختلافهای بعدی میکاهد.
نکته محوری این است که استقلال داور از عنوان سازمانی یا محل فعالیت او بهتنهایی نتیجهگیری نمیشود؛ بلکه باید ماهیت رابطه، حدود اختیار و امکان تأثیرگذاری ناروا بررسی شود.
### بخش چهارم: استقلال داور در جریان رسیدگی به پرونده
### ۱۳. استقلال در برابر فشارهای پس از انتخاب
یکی از آزمونهای واقعی استقلال داور، نه لحظه انتخاب، بلکه زمانی است که اختلاف جدی میشود و طرفین میکوشند نتیجه رسیدگی را به نفع خود تغییر دهند.
ممکن است یکی از طرفین پس از ارائه دلایل، با تماسهای مکرر، تهدید به شکایت، انتشار مطالب علیه داور یا طرح ادعاهای شخصی، درصدد تأثیرگذاری بر تصمیم او برآید.
در چنین شرایطی، داور باید میان حق قانونی طرفین برای اعتراض و دفاع از منافع خود و رفتارهایی که هدف یا اثر آنها اعمال فشار ناموجه است، تفکیک کند.
هر اعتراض قانونی به عملکرد داور، لزوماً تهدید یا اقدام علیه استقلال او نیست؛ همانگونه که هر انتقادی را نمیتوان وسیلهای برای توجیه تصمیمهای غیرمستدل دانست.
استقلال اقتضا میکند که داور نه از اعتراض قانونی بترسد و نه در واکنش به رفتار نامناسب یکی از طرفین، از مسیر رسیدگی منصفانه خارج شود.
### ۱۴. استقلال در ارزیابی ادله و اسناد
داور مستقل، اسناد طرفین را بر اساس ارزش اثباتی، ارتباط با موضوع اختلاف، اعتبار قانونی و سایر اوضاعواحوال مؤثر ارزیابی میکند.
او نباید سندی را صرفاً به دلیل ارائه از سوی شخص مورد اعتماد خود معتبر بداند یا سند طرف مقابل را تنها به علت اختلاف شخصی یا سابقه نامطلوب ارائهکننده نادیده بگیرد.
بر اساس ماده ۴۷۶ قانون آیین دادرسی مدنی، طرفین باید اسناد و مدارک خود را به داوران تسلیم کنند و داوران نیز میتوانند توضیحات لازم را مطالبه کنند و در صورت ضرورت، کارشناس انتخاب نمایند.
این اختیار، مسئولیتی مهم به همراه دارد: داور باید دلایل را با رویکردی منصفانه بررسی کند و در صورت نیاز به توضیح یا کارشناسی، تصمیم خود را بر پایه اطلاعات کافی اتخاذ نماید.
استقلال در این مرحله، بیش از هر چیز در پرهیز از پیشداوری نمایان میشود.
داور نباید پیش از شنیدن توضیحات طرفین، نتیجه را قطعی بداند و سپس اسناد را صرفاً برای تأیید نظر اولیه خود تفسیر کند.
### ۱۵. استقلال در برابر منافع مالی و تعارض منافع
استقلال داور زمانی با پرسشی جدی مواجه میشود که منافع مالی مستقیم یا غیرمستقیم او با نتیجه اختلاف ارتباط پیدا کند.
اگر داور در نتیجه پرونده نفع شخصی داشته باشد یا رابطه مالی او با یکی از طرفین بهگونهای باشد که بر تشخیص مستقلش تأثیر بگذارد، موضوع از یک ارتباط عادی فراتر میرود و نیازمند بررسی ماهوی خواهد بود.
البته دریافت حقالزحمه متعارف داوری، بهخودیخود نشانه وابستگی نیست؛ زیرا داوری نیز مانند بسیاری از خدمات تخصصی میتواند مستلزم پرداخت دستمزد باشد.
مسئله اساسی، وجود منفعت ناروا، وابستگی مؤثر یا رابطهای است که اعتماد معقول به استقلال داور را مخدوش کند.
شفافیت درباره هزینهها، توافق روشن بر حقالزحمه و پرهیز از پرداختهای خارج از چارچوب توافق، از مهمترین ابزارهای پیشگیری از شبهه تعارض منافع است.
### ۱۶. استقلال در برابر روابط شخصی و حرفهای
در زندگی اجتماعی، روابط خانوادگی، دوستی، همکاری حرفهای و آشناییهای تجاری امری اجتنابناپذیرند.
بنابراین، نمیتوان انتظار داشت که هر داور از تمام اشخاص جامعه کاملاً بیگانه باشد.
اما میان آشنایی معمول و رابطهای که احتمال جانبداری یا تأثیرگذاری ناموجه ایجاد میکند، تفاوت اساسی وجود دارد.
سابقه وکالت یکی از طرفین، شراکت مالی، وجود دعوای شخصی، وابستگی اقتصادی یا رابطه مستمر حرفهای، بسته به ماهیت و شرایط خود، ممکن است در ارزیابی استقلال اهمیت پیدا کند.
در چنین مواردی، بررسی باید بر واقعیت رابطه، شدت و استمرار آن، ارتباطش با موضوع اختلاف و الزامات قانونی حاکم بر داوری متمرکز باشد.
اصل مهم این است که استقلال نباید صرفاً در ذهن داور وجود داشته باشد؛ بلکه در مواردی که رابطهای مهم و مؤثر وجود دارد، شفافیت و امکان ارزیابی آن نیز اهمیت پیدا میکند.
### ۱۷. استقلال در برابر سکوت یا غیبت یکی از طرفین
عدم حضور یکی از طرفین در جلسه رسیدگی، لزوماً مانع ادامه داوری نیست؛ اما آثار آن به نحوه دعوت، مفاد توافق، مقررات حاکم و اوضاع پرونده بستگی دارد.
داور مستقل نباید از غیبت یک طرف نتیجه بگیرد که تمام ادعاهای طرف حاضر صحیح است.
همچنین نباید صرف غیبت را مجوزی برای محروم کردن شخص غایب از حقوقی بداند که قانون و توافق معتبر برای او به رسمیت شناختهاند.
وظیفه داور، بررسی صحت ابلاغها، رعایت فرصت متعارف دفاع و ارزیابی ادله موجود است.
اگر دعوت بهدرستی انجام شده باشد و طرف، بدون عذر موجه یا اقدام مؤثر برای دفاع، در رسیدگی حاضر نشود، داور باید مطابق مقررات مربوط و حدود صلاحیت خود عمل کند.
استقلال در اینجا به معنای آن است که داور نه از غیبت طرف برای تسهیل جانبدارانه رسیدگی بهره ببرد و نه صرف غیبت را به مانعی مطلق برای انجام مأموریت قانونی خود تبدیل کند.
### بخش پنجم: استقلال داور و مسئولیت حرفهای او
### ۱۸. استقلال، امتیاز نیست؛ مسئولیت است
گاه استقلال داور بهاشتباه نوعی اختیار شخصی تلقی میشود؛ گویی داور به دلیل انتخاب شدن از سوی طرفین، از هرگونه پاسخگویی حرفهای و حقوقی معاف است.
این برداشت نادرست است.
داور در محدوده وظایف خود باید صلاحیت رسیدگی را رعایت کند، دلایل را منصفانه ارزیابی نماید، از تعارض منافع مؤثر پرهیز کند و رأی را در چارچوب قانون و توافق صادر کند.
استقلال، مجوز تصمیم خودسرانه نیست؛ بلکه شرط اعمال مسئولانه اختیار داوری است.
داور نمیتواند به نام استقلال، از مفاد قرارداد معتبر چشمپوشی کند، حقوق دفاعی طرفین را نادیده بگیرد یا خارج از موضوع ارجاعشده تصمیم بگیرد.
به همین ترتیب، طرفین نیز نمیتوانند با استناد به انتخاب خود، داور را از رعایت الزامات قانونی معاف سازند.
### ۱۹. استقلال و لزوم استدلال حقوقی در رأی
رأی داوری باید نتیجه فرایند بررسی و تشخیص باشد، نه محصول اراده شخصی داور.
هرچه رأی از استدلال روشنتر، ارتباط منطقیتر میان دلایل و نتیجه، و توجه دقیقتر به موضوع اختلاف برخوردار باشد، امکان ارزیابی صحت مسیر استنباط حقوقی افزایش مییابد.
البته نباید بدون توجه به مقررات قابل اعمال و توافق طرفین ادعا کرد که تمام آرای داوری، در هر شرایطی، از حیث شکل و محتوا تابع تمام الزامات شکلی احکام دادگاهها هستند.
با وجود این، استدلال منسجم، بهویژه در اختلافات پیچیده قراردادی، یکی از ابزارهای مهم افزایش شفافیت و اعتماد به رأی است.
داور مستقل باید بتواند توضیح دهد که چرا یک ادعا را پذیرفته، چرا دلیل خاصی را کافی ندانسته و بر چه مبنایی به نتیجه نهایی رسیده است.
در چنین وضعیتی، رأی بهجای اتکا به اقتدار شخص صادرکننده، بر پایه منطق حقوقی خود قابلیت ارزیابی پیدا میکند.
### ۲۰. استقلال و امکان اعتراض به رأی داور
استقلال داور به معنای حذف کامل نظارت قانونی بر رأی نیست.
قانون آیین دادرسی مدنی، در مواد ۴۸۹ و ۴۹۰، بهترتیب موارد بطلان و عدم قابلیت اجرای رأی داور و امکان درخواست حکم به بطلان آن را با رعایت شرایط و مهلتهای قانونی پیشبینی کرده است.
این نظارت، با ماهیت داوری تعارض ندارد؛ زیرا داوری نیز در نظام حقوقی کشور فعالیت میکند و حدود اعتبار آن را قانون تعیین میکند.
با این حال، اعتراض به رأی داور را نباید با تجدید رسیدگی ماهوی دادگاه نسبت به تمام اختلاف یکسان دانست.
دادگاه در رسیدگی به دعوای ابطال، باید جهات قانونی قابل استناد را بررسی کند و نمیتوان صرف نارضایتی از نتیجه را بهتنهایی دلیل بطلان رأی دانس